تنظیمات
قلم چاپ اندازه فونت
نسخه چاپی/شهر کتاب
تاریخ : شنبه 31 اردیبهشت 1401 کد مطلب:29860
گروه: تازه‌های کتاب

«دل ما» ماجرای عشق مردی متشخص به زنی محفل‌گردان

نگاهی به رمان «دل ما»

ایلنا: کتاب «دل ما» نوشته‌گی دو موپاسان با ترجمه محمود گودرزی به همت نشر افق در ۲۴۰ صفحه با قیمت ۸۵ هزار تومان روانه بازار کتاب شد.

دل ما آخرین رمان‌ گی دو موپاسان نویسنده‌ی ناتورالیست فرانسوی که با ترجمه‌ی محمود گودرزی توسط نشر افق منتشر شده است. این داستان زندگی مردی متشخص و ثروتمند به نام آندره ماریول را روایت می‌کند. او دلباخته‌ی زنی بیوه و محفل‌گردان در پاریس اواخر قرن نوزدهم می‌شود؛ زنی دلربا، خوش‌ذوق و صمیمی که عاشق کسی نیست جز خودش.

نشر افق در توضیح این کتاب و مروری بر رمان دل ما آورده:

وجود نامه‌ها، نشانه‌ها، دیدارهای پنهانی و نگاه‌هایی که باید مثل راز سربه‌مهر بمانند، در بسیاری از آثار ادبی با درون‌مایه‌های عاشقانه، پررنگ بوده‌اند. آنچه در رمان دل ما نوشته‌ی «گی دو موپاسان» فضای متفاوتی ایجاد می‌کند، تلاش‌هایی برای بیانِ آن ابعادی از شخصیت است که افراد تمام عمر وانمود کرده‌اند وجود ندارد. تظاهر به دوست داشتن دیگری و تمایل دیوانه‌وار به دوست داشته شدن؛ نیاز به مورد توجه بودن، درحالی‌که شاید کسی توان رویارویی با واقعیتِ درونی آن فرد را ندارد. این تضاد در رمان دل ما قابل لمس است.

مردی به نام آندره ماریول دلباخته‌ی زنی محفل‌گردان می‌شود که گرچه می‌خواهد تنهایی خویش را حفظ کند، خوب بلد است چطور مانند یک معشوقِ دست‌نیافتنی رفتار کند. میشل که ظرافتش در چهره و کلام، در نگاه اول همه را مجذوب می‌کند، در درونش غرور و خودشیفتگی، جای مهر و محبت را گرفته است. میشل و آندره ماریول بارها با یکدیگر دیدار می‌کنند و دوباره به درون خویش و به گوشه‌های تنهایی همیشگی‌شان پرت می‌شوند. این دیدارها در نهایت ماجراهایی غیرقابل پیش‌بینی برای آن‌ها رقم می‌زند.

موپاسان با نگاهی شاعرانه و مانند یک نقاش، جزئیات ظاهری و درونی شخصیت‌هایش را به تصویر می‌کشد و چشم‌اندازهای بی‌نظیری از باغ‌ها، دشت‌ها، بافت شهری و حتی کنج‌هایی خلق می‌کند که شخصیت‌های داستانش با آن خو می‌گیرند. انگاری که نویسنده قلمویی برداشته و در لحظه‌هایی بروزِ قدرتمندِ عشق، چشم‌اندازهایی خیال‌انگیز نقاشی می‌کند. گی دو موپاسان بعد از گذراندن زندگی سخت و تجربه‌ی روزهای تلخ که طعم آن هیچ‌گاه از خاطرش نرفت، نوشتن و خلق جهان‌های شاعرانه را انتخاب کرد. بی‌شک در پسِ این جهان‌های شاعرانه، مفاهیم جدی و بی‌رحمی نهفته که مسیر قصه‌ها را تغییر می‌دهد. انزوا، فقر، ناامیدی، تلاش‌های بی‌ثمر و غروری بی‌اندازه زیر پوست آدم‌های داستان، همگی لمس حقیقت جهان را تلخ می‌کند.

در پشت جلد کتاب آمده است:

زن ناقلا با این موضوع خیلی خوب آشنا بود! بارها با مهارتی گربه‌وار و کنجکاوی تمام‌نشدنی این درد پنهان و زجرآور را در چشمان تمام مردانی که توانسته بود اغوایشان کند به وجود آورده بود. برایش بسیار سرگرم‌کننده بود که حس کند با توانمندی شکست‌ناپذیر زنانه‌اش آن‌ها را کم‌کم در بر می‌گیرد، فتح می‌کند، به زیر سلطه‌ی خود درمی‌آورد و برای آن‌ها فردی یگانه می‌شود؛ بت هوس‌باز و حاکمشان. این حالت آرام در وجودش رشد کرده بود، مانند غریزه‌ای پنهان که پروبال می‌گیرد، غریزه‌ی جنگ و کشورگشایی.

 

http://www.bookcity.org/detail/29860