کد مطلب: ۲۲۰۵۳
تاریخ انتشار: یکشنبه ۸ تیر ۱۳۹۹

پیوند عمیق پارسی‌زبانان با سمرقند

حسن قریبی

درآمد:  نخستین بار پروفسور صدری سعدی، استاد دانشگاه دولتی سمرقند را اوایل دهه نود ملاقات کردم، به شرافت و لطف دکتر صفر عبدالله. وقتی رسیدیم سمرقند به پیشباز ما ایستاده بود. در نصف روزی که در سمرقند بودیم شهر را به ما نشان داد، خستگی‌ناپذیر! هنوز هم هر وقت به خاطر می‌آورم شرمنده می‌شوم. هر چقدر می‌گفتیم استاد جان! کافی است شما خسته شده‌اید، می‌گفت: تا اینجا آمده‌اید، بیایید برویم رصدخانه‌ی الغ‌بیک را هم ببینید. خلاصه که سنگِ تمام گذاشت. دورادور از احوال ایشان باخبر بودم تا اینکه پژوهش تازه‌اش، کتاب «مرکز ادبی سمرقند در شاهراه تاریخ» به کوشش دوست عزیزم دکتر مصطفی باباخانی، در ایران برگردان و منتشر شد (آرون، ۱۳۹۸). کتاب را هنوز نخوانده بودم که آقای علی اصغر محمدخانی، معاون فرهنگی و بین‌الملل شهر کتاب پیشنهاد کرد که یک گفتگو با نویسنده داشته باشم. از استاد صدری سعدی، شماره تماسی نداشتم. به واسطه‌ی دکتر باباخانی با دخترشان مهرانگیز در ایالت ویرجینیای آمریکا ارتباط برقرار کردم و بنا شد کتاب را بخوانم و سؤال‌ها را بفرستم. سوال‌ها از تهران، برای مهرانگیز به آرلینگتان ویرجینیا فرستاده شد و از آنجا به سمرقند رفت و سپس پاسخ‌ها با دستخط استاد به ویرجینیا برگشت و پس از آنکه در آنجا حروف‌چینی شد، فایل سیریلیک آن به تهران آمد. آن را به خط فارسی برگردان کردم و آنچه در ادامه می‌خوانید محصول همین چرخه است. وقتی پاسخ‌ها را خواندم شخصاً به این نتیجه رسیدم که ارزشش را داشت و این یعنی نمونه‌ی مختصری از بهره‌گیری از امکانات فضای مجازی، در مناسبات فرهنگی میان فارسی‌زبانان در عصر جدید، که امیدوارم هر چه بیشتر تقویت شود.

  به عنوان نخستین سؤال قدری درباره‌ی پیشینه‌ی این پژوهش و دلایل پرداختن به این موضوع توضیح دهید و بفرمایید که آیا در دوران شوروی و یا ازبکستان استقلال‌یافته چه تحقیقات و با چه کیفیّتی در این حوزه انجام شده است؟

 اوّلاً می‌خواهم سپاس فراوان و قدردانی خود را به تهیه‌گر و تصحیح‌کننده‌ی این کتاب استاد گرانمایه دکتر مصطفی باباخانی بیان کنم که در واقع انتشار این کتاب به کوشش و زحمت‌های زیاد ایشان میسّر گردیده است. و تشکّر از شما که می‌خواهید خواننده‌های ایرانی را با تاریخچه‌ی این کتاب بیشتر آشنا بسازید و همچنین امکانیّت این مصاحبه را به من فراهم آوردید.

 در پاسخ به سؤال نخستین شما باید بگویم، که پژوهش در رابطه با تاریخ مرکز ادبی یا حوزه‌ی ادبی سمرقند در آن شکل جداگانه و مکمّلی که خواننده در این کتاب می‌بیند، بدون زمینه و پیشینه به وجود نیامده است. سمرقند از بزرگترین مرکزهای تاریخی ادبیات فارسی به شمار می‌رود و بنده دایر به (درباره‌ی) روند رشد ادبیات فارسی در سمرقند قبلاً دو پژوهشی را انجام داده‌ام، که با عنوان‌های «سوزنی و محیط ادبی سمرقند در عصر ۱۲» و «ادبیات تاجیک در عصر ۱۷» در شهر دوشنبه انتشار یافته‌اند. امّا در آن دو کتاب مذکور پژوهش راجع به وضع حیات ادبی در سمرقند نه در شکل جداگانه، بلکه در ضمن بررسی احوال و آثار سوزنی سمرقندی، شاعر معروف هجاگوی قرن ۱۲، و روند عمومی ادبیات فرارودی در قرن ۱۷ انجام گرفته است. از طرف دیگر، این دو پژوهش فقط مربوط دو دوره‌ی جداگانه‌ی تاریخ اد