کد مطلب: ۲۱۹۴۹
تاریخ انتشار: سه شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۹

آد‌م وقتی عاشق است عالی می‌‌نویسد‌

نیلوفر رحمانیان مترجم انگلیسی

آرمان: کمتر نویسنده‌ای است در دنیای ادبیات، که شهرتش عالمگیر باشد اما هیچ‌کس نشانی از آن نداشته باشد. النا فرانته نام مستعار نویسنده ایتالیایی است و با اینکه یکی از ۱۰۰ چهره تاثیرگذار جهان در سال ۲۰۱۶ به انتخاب مجله تایم شده و کتاب «دوست باهوش من» اش یازدهمین کتاب قرن ۲۱ به انتخاب گاردین شده، اما همچنان زنی بی‌چهره است که تنها ناشر ایتالیایی‌اش هویتش را می‌داند، تنها چیزی که از او می‌دانیم داستان دو دوست به نام لی‌لا و النا در رمان‌های ناپلی‌اش است؛ چهار کتابی که به یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های قرن تبدیل شده‌اند (با بیش از ۱۰ میلیون نسخه فروش)، به بیش از ۴۰ زبان ترجمه و سریالی موفق از روی آن ساخته شده. «دوست باهوش من»، «داستان یک اسم جدید»، «آن‌ها که می‌روند، آن‌ها که می‌آیند» و «داستان کودک گمشده» عنوان‌های رمان‌های ناپلی هستند که همگی با ترجمه سودابه قیصری از سوی نشر ثالث منتشر شده. آنچه می‌خوانید گفت‌وگوی لس‌آنجلس‌تایمز با النا فرانته درباره رمان‌های ناپلی، ادبیات و مسائل زنان است.

یادتان هست اولین‌بار چطور فکر «دوست باهوش من» به ذهن‌تان رسید؟

نمی‌توانم جواب دقیقی بدهم. شاید سرچشمه‌اش در مرگ یکی از دوستانم باشد یا شاید هم یک جشن عروسی شلوغ یا شاید هم نیاز به بازگشت به تم‌ها و تصاویر کتابی قدیمی‌تر: «دختر گمشده». آدم هیچ‌وقت نمی‌فهمد سروکله یک داستان از کجا پیدا می‌شود؛ داستان محصول طیفی از نشانه‌ها است که با تصاویر دیگری که به آن آگاه نیستی و هرگز هم ازشان سردرنخواهی آورد ترکیب می‌شود و ذهن را تهییج می‌کند.

از همان ابتدا می‌دانستید که نتیجه نهایی مشتمل بر چهار جلد کتاب خواهد شد؟

نه. در پیش‌نویس اولم داستان لی‌لا و النا می‌شد یک جلد کتاب شسته‌ورفته. تازه بعد از اینکه شروع کردم روی متن پیش‌نویسم کارکردن فهمیدم جلد دوم و سوم و چهارمی هم در کار است.

پیش از اینکه دست به کار نوشتن شوید، برنامه تمام داستان را توی ذهن ریخته بودید؟

نه، من هیچ‌وقت برای داستان‌هایم برنامه‌ریزی نمی‌کنم. همین که یک طرح پرجزئیات بیاید جلویم، علاقه‌ام را به کل داستان از دست می‌دهم. گیریم این طرح یک چکیده شفاهی باشد، باز هم میلم به نوشتن آنچه توی ذهنم است کم می‌شود. من از آنهایی‌ام که وقتی دست به نوشتن می‌زنند، تنها دوسه‌تا اتفاق حیاتی داستان را می‌دانند. باقی را خط‌به‌خط کشف می‌کنند.

اولین جلد این مجموعه سال ۲۰۱۱ در ایتالیا منتشر شد و آخری در ۲۰۱۴، زمان کوتاهی است برای چنین بلندهمتی‌ای. آیا قبل از انتشار جلد اول، بیشتر مجموعه‌تان را نوشته بودید؟ ممکن است برایمان از زمان‌بندی نوشتن و انتشار رمان بگویید؟

سال ۲۰۰۹ نوشتن را شروع کردم و کم‌وبیش یک سال را صرف تکمیل کل داستان کردم، با تمام پیچ‌وخم‌های داستانی‌اش. بعد شروع به ویرایش کردم و چه لذت وافری بردم وقتی دیدم از همان صفحه اول، داستان دارد قد می‌کشد و رشد می‌کند و پرجزئیات‌تر می‌شود. آخر ۲۰۱۰ با توجه به تعداد بسیار زیاد صفحات کتاب که داستان خردسالی و بز