کد مطلب: ۲۱۹۳۳
تاریخ انتشار: یکشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۹

چرا علوم انسانی سلامت مهم است؟

سارا فرجی:

مهر: از همان روزهای آغاز کرونا در کنار کارشناسان حوزه بهداشت و سلامت، اقتصاد و... اساتید علوم انسانی هم در سراسر دنیا شروع به اظهار نظر کردند و یادداشت‌ها و مقالات متعددی در این باره به رشته تحریر درآمد. به نظر می‌رسد پرداختن به موضوعی مانند کرونا نیازمند دانشی میان رشته‌ای و پیوند حوزه سلامت با علوم انسانی است.

برای آشنایی بیشتر با موضوع علوم انسانی سلامت و ارتباط آن با اصحاب علوم انسانی و به طور خاص موضوع کرونا در جامعه با دونفر از متخصصین این حوزه در قالب یک میزگرد گفتگو کردیم که در ادامه می‌خوانید. حمیدرضا نمازی دکترای پزشکی، کارشناسی ارشد فلسفه و دکترای تخصصی اخلاق پزشکی دارد و هم اکنون عضو هیأت علمی گروه اخلاق دانشکدۀ پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران و رئیس موزۀ ملی تاریخ علوم پزشکی است. علیرضا منجمی هم پزشک است و دکترای تخصصی در علوم شناختی و نیز در فلسفۀ علم و تکنولوژی دارد. وی هم اکنون مدیر گروه فلسفۀ علم و فناوری پژوهشگاه علوم انسانی و دپارتمان علوم انسانی سلامت دانشگاه علوم پزشکی مجازی است.

*در ابتدا مختصری دربارۀ تاریخچۀ علوم انسانی سلامت بفرمائید و تعریفی از آن ارائه دهید؟

حمیدرضا نمازی: تعاملی دیرین میان علوم انسانی و علوم پزشکی وجود داشته است و این دو سال‌ها هم‌سخنی کرده‌اند. یکی از دلایل این آمیختگی، دغدغه‌های وجودی / انسانی است. پزشکان و سایر خدمت‌دهندگان سلامت به خاطر دغدغۀ درد و رنج و مسائلی که ازاین‌دست همواره نیاز به بحث‌های علوم انسانی، ادبیات، تاریخ و فلسفه داشته‌اند. در ایران دهه سی و چهل جلسات مشترک هفتگی میان دانشجویان پزشکی و دانشجویان ادبیات برگزار می‌شد؛ اما این هم‌سخنی مستعد رهزنی است. مرادم فروکاستن نظرورزی و تأملات روش‌مند در علوم انسانی سلامت (health humanities یا medical humanities) است به‌نوعی ذوق‌ورزی است؛ مثلاً اینکه فکر کنیم با خواندن دو بیت شعر برای دانشجویان پزشکی میان ادبیات و پزشکی پیوند برقرار کرده‌ایم. مراد «علوم انسانی سلامت» این نیست که کسی مثلاً پزشکی بخواند و بعد فارغ از مسائل حوزۀ سلامت یکسره به علوم انسانی بپردازد یا اینکه بدون اینکه میان این دو ارتباط برقرار کند آنها را به شکل مستقل دنبال کند. واژۀ «پزشک- فیلسوف» ناظر به همین آمیختگی و امتزاج است. وقتی از «علوم‌انسانی سلامت» سخن می‌گوئیم، از یک منظر مراد بین‌رشته‌ای‌هایی هستند که برای صورت‌بندی و حل مسائل حوزۀ سلامت ایجاد شده‌اند همچون فلسفۀ پزشکی، جامعه‌شناسی پزشکی، انسان‌شناسی پزشکی، آموزش پزشکی، اخلاق پزشکی و ازاین‌دست.

بعضی از این بین‌رشته‌ای‌ها خود بدل به یک رشته (discipline) آکادمیک مستقل شده‌اند و سازوکار بوروکراتیک یافته‌اند؛ بعضی از اینها هنوز به رشتۀ مجزا تبدیل نشده‌اند و شاید شایسته‌تر آنکه تبدیل به رشته نشوند و در قالب فیلد (حوزۀ آموزشی-پژوهشی) باقی بمانند. تأمل در تمایز رشته با فیلد خود یکی از مسائل مهم حوزۀ «علوم انسانی سلامت» است. آنچه در این میان محل درنگ است این است که پس از مدتی این بین‌رشته‌های علوم انسانی سلامت که رشته شده بودند از یکدیگر جدا افتادند و هر کدام سر کار خویش گرفتند ازاین‌رو هم توان حل‌مسأله را از دست دادند و هم گرفتار رویکردهای تکنیکال شدند. وقتی مبانی نظری و مفهومی را نادیده بینگارید با میان‌رشته‌ای‌هایی تکنیک‌زده (techn