کد مطلب: ۲۱۸۷۶
تاریخ انتشار: شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۹

وقتی کرونا خوراک شاعر می‌شود

ایسنا: بهروز یاسمی ضمن روایت مسیر شاعری خود، از این‌که چطور فضای اجتماعی به‌وجودآمده در دوران کرونا خوراک شاعر می‌شود می‌گوید.

این شاعر در گفت‌وگویی به مناسبت سال‌روز تولدش (متولد دهم خردادماه ۱۳۴۷) با ایسنا، از روزی که شاعر شد، دوام نیاوردنش در کار رسانه، شاعرانی که بر او تاثیر داشته‌اند و از آرزویش برای جهانی عادلانه‌تر و مهربان‌تر می‌گوید. 

روزی که شاعر شدم 

چطور به سراغ شعر رفتید و متوجه این شدید که با شعر می‌توانید حرف‌های‌تان را بیان کنید؟

یک روز به دنبال شعری برای یک موضوع بودم، سراغ کتاب‌های شعرم رفتم اما پیدا نکردم، با خودم گفتم که «خب خودم می‌گویم»؛ به همین راحتی!
یعنی گاهی پیش می‌آید که استعدادی در وجود کسی هست و او متوجه نمی‌شود، البته بیشتر در امور آمدنی مثل عالم هنر. می‌خواهم بگویم آن استعداد باید به موقع کشف و شکوفا شود وگرنه از بین می‌رود و پرپر می‌شود. خیلی از ذوق‌ها و استعدادها این گونه از دست می‌روند. شاید من هم اگر دنبال آن شعر نبودم متوجه نمی‌شدم که ذوق شاعری دارم.

دیگر در رسانه دوام نیاوردم 

در این سال‌ها فعالیت رسانه‌ای هم داشته‌اید؛ چطور مسیر شاعری‌تان به کار در رسانه افتاد؟

شعر خودش یک رسانه و شاید قوی‌ترین رسانه است. هدف غایی شعر مخاطب و تاثیر در اوست یعنی چیزی در درون شاعر هست که می‌خواهد به گوش مخاطب برسد و برای این کار به یک واسطه نیاز دارد. هر شاعر و هنرمندی به ناگزیر به دنبال یک واسطه رساناست، بنابراین شعر و رسانه هم خویشاوندی نسبی و هم سببی دارند.

من لیسانس روزنامه‌نگاری، فوق لیسانس ادبیات و دکتری دامپزشکی دارم. وقتی مدیر روابط عمومی شدم یا سردبیر فلان مجله فکر می‌کردم رسانه یا روابط عمومی مدعی‌العموم و حافظ منافع مردم هستند نه سیستم! به همین دلیل در این کارها دوام نیاوردم.

بعد از مدتی فعالیت در مطبوعات و کار روابط عمومی وقتی دیدم فضای مطبوعات مناسب نیست و در واقع نمی‌توان روی نقاط تاریک نور انداخت، متوجه شدم که من این کاره نیستم؛ وقتی که ته خط رسانه یا روابط عمومی فروکاستن شأن و شکوه رسانه در حد بلندگوی دستگاه یا سازمان مربوطه است.

شیفتگی به شعر 

از میان شاعران کلاسیک و معاصر کدام بر شما تاثیر داشته‌اند و ارتباطی با شاعران برجسته معاصر که در عمر شاعری‌تان در قید حیات بوده‌اند داشته‌اید؟

همه آدم‌ها برای کاری که می‌کنند یک الگو دارند مثلا کسی که می‌خواهد فوتبالیست شود قبل از هر چیز یک الگوی شخصی دارد که حجت موجه او برای کار پیش روست. شاعر هم وقتی شروع می‌کند با شیفتگی شروع می‌کند، شیفتگی به شعر، شعری که پشت کلماتش شاعری ایستاده است، شاعری که باعث حیرت و هیجان تو می‌شود و تو او را تحسین می‌کنی. من از شاعران کلاسیک شروع کردم.

وقتی اولین‌بار خواندم که: «نخستین باده کاندر جام کردند/ ز چشم مست ساقی وام کردند/ چو خود کردند راز خویشتن فاش/ عراقی را چرا بدنام کردند» فخرالدین عراقی در نظرم یک موجود فراانسانی به نظر می‌رسید، بعد امیرخسرو دهلوی، بعد شهریار و سایه، سپس سعدی، حافظ، نظامی و ... و در ادامه با این‌که من بیشتر شعر کلاسیک می‌نوشتم ولی تح