کد مطلب: ۲۱۸۲۱
تاریخ انتشار: سه شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۹

ما از پی نجفی و حقوقی و گلشیری و میرعلایی آمدیم

بهنام ناصری

اعتماد: اگر بخواهیم برای کار هر مترجم خصلتی درنظر بگیریم که او را از سایر همکارانش جدا می‌کند، درمورد احمد اخوت طبعاً باید به شکل تلفیقی آثار او که پیوستاری از ترجمه و تألیف است اشاره کرد. او آثار متعددی در این فرم نوشتاری دارد که بالطبع بیش از هر چیز یادآور سیاق کارهای نویسنده آرژانتینی‌تبار محبوب او خورخه لوییس بورخس است. کسی که اخوت او را بالصراحه الگوی خود در نوشتن می‌داند. خواه زمانی که درباره مجموعه داستانش «برادران جمال‌زاده» حرف می‌زند و خواه طبعاً وقتی که از مختصات کارهایش در باب پیوند زدن فرم مقاله با امر خلاقه و جریان داستانی می‌گوید.

اخوت داستان و شعر هم نوشته اما بیشتر به عنوان مترجم شناخته می‌شود. مترجمی که البته هرگز کار خود را به برگرداندن صرف متن مبدأ به زبان مقصد منحصر نکرده و همواره حاصل تحقیقات خود را نیز که معمولاً با ایده‌های مستقل او درباره جهان اثر همراه است، به اثر افزوده است. تحقیقاتی در باب نویسنده، موقعیت زیستی او به ویژه در زمان نوشتن اثر، جغرافیایی که داستان یا رمان در آن می‌گذرد، شخصیت‌های داستانی و پایه‌های آنها در عالم واقع و ردیابی آنها در آثار نویسنده و سیر روایت آنها در کتاب‌های مختلف، تأثیر اقلیم بر نویسنده، کشف کلیدهای راهگشایی که ذهن نویسنده را بکاود و ما را به سوی تاریکی‌های زیست خلاقه او ببرد و بسیاری از کارکردهای اینچنینی دیگر.

بخش زیادی از این کارها را در کتاب تازه‌ای که از او منتشر شده، می‌بینیم. مجموعه‌ای شامل ۸ داستان کوتاه از ویلیام فاکنر که مدتی است راهی بازار کتاب شده. کتاب «میس جِینی و زنان دیگر» نام داردکه پنجمین اثر از مجموعه «میراث فاکنر» نشر افق است. پیش از این کتاب‌های «کارآگاه دهکده، جنگل بزرگ، گنج‌نامه و اسب‌ها و آدم‌ها» از این مجموعه منتشر شده است. عناوین داستان‌های کتاب عبارتند از: «درگیری در سرای سارتوریس، مادربزرگم میلارد، سپتامبر بی‌باران، آن خورشید دم غروب، ملکه‌ای بود، میس زیلفیا گانت، سنجاق سینه و برف.» اولین کتاب از مجموعه میراث فاکنر نشر افق «جنگل بزرگ» نام داشت که ۵ سال پیش با گردآوری و ترجمه احمد اخوت منتشر شد.

«میس جِینی و زنان دیگر» از آن آثاری است که علاوه بر بازتاباندن بخشی از ذهن و زبان و جهان نویسنده امریکایی برنده جایزه نوبلش به خواننده فارسی‌زبان، حد مهم و قابل‌اعتنایی از توان، مهارت، دانش و زحمت مترجمش را هم به ما می‌نمایاند.

در این مجموعه علاوه بر مقدمه اصلی مترجم که در حکم فتح باب کتاب است، اخوت در مقام مترجم برای هر کدام از داستان‌ها نیز مقدمه جداگانه‌ای نوشته است. مجموعه‌ای که شخصیت محوری هر کدام از داستان‌های آن یک زن است و به همین خاطر، اخوت این کتاب را «مجموعه داستان‌های زنان» فاکنر نام نهاده است. زنانی که حسب منابع در دسترس، اخوت به هر کدام آنها و مابه‌ازای واقعی‌شان در زندگی نویسنده و نیز ردپای‌شان در دیگر آثار فاکنر نور تابانده و اطلاعاتی از این‌همه به