کد مطلب: ۲۰۷۴۰
تاریخ انتشار: دوشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۹

از رگتایم تا بیلی باتگیت

به مناسبت درگذشت نجف دریابندری بازنشر گزارش نشست «از رگتایم تا بیلی‌ باتگیت» که در سال ۸۶ در شهر کتاب مرکزی برگزار شد، در پی می‌آید:

دکتروف در زمان حیات خود ۱۰ رمان، یک نمایشنامه و دو مجموعه داستان کوتاه در کنار مقالات ادبی متعدد منتشر کرد اما در ایران بیشتر او را به خاطر ترجمه نجف دریابندری از رمان مشهورش «رگتایم» و مقدمه‌اش بر یکی از آثار رضا براهنی، می‌شناسند.

دکتروف بیش از هر چیز به خاطر آثاری مشهور است که تجارب آمریکا را با استفاده از شخصیت‌های داستانی در بستر حوادث تاریخی بازگو می‌کند.

وی در سال ۱۹۸۹ با نگارش رمان بیلی باتگیت جایزه ادبی پولیتزر و نیز پن فاکنر را نیز به دست آورده بود.

نشست بررسی آثار دکتروف که خوانندگان ایرانی با دو رمان مشهور او «رگتایم» و «بیلی باتگیت» آشنا هستند، نشست پرطرفداری بود در شهر کتاب که در آن، نجف دریابندری، امیرعلی نجومیان، و صفدر تقی‌زاده صحبت کردند. امیرعلی نجومیان در سخنان خود مشخصاً به رمان «رگتایم» پرداخت و با الهام گرفتن از نام رمان، که اصطلاحی خاصِ موسیقی‌ست، بحث شیرینی را گشود که مشروح آن را می‌خوانید. نجف دریابندری نیز در سخنان خود به افزون بر نظر شخصی خود درباره‌ی دکتروف و دیگر آثارش که ترجمه نشده، به موضوع «سبک داشتن» یا «نداشتن» دکتروف اشاره‌ای کرد که بحث کوچکی را میان او، احمد سمیعی گیلانی و ضیاء موحد انگیخت. صفدر تقی‌زاده نیز در سخنان خود بیش‌تر به مرور آثار دکتروف پرداخت. گزارش کامل این نشست و بحث را در ادامه می‌خوانید.

امیرعلی نجومیان:
امروز جمع شدیم که درباره‌ی نویسنده‌ای صحبت کنیم که یکی از مهم‌ترین نویسندگان معاصر امریکاست. ۲۵ سال پیش با خواندن «رگتایم» با ترجمه‌ی نجف دریابندری، با «دکتروف» آشنا شدم و تاثیر عجیبی بر من گذاشت. البته فیلمی هم از این رمان ساخته شده که فیلم خوبی نیست.
بحث من روی عنوان همین رمان متمرکز شده است. من قصد دارم تنها درباره‌ی کلمه‌ی «رگتایم» صحبت کنم، چون این کلمه خود کلیدی است برای بازگشایی خیلی از مباحثی که در این اثر اهمیت دارد.

ویژگی‌های مشترکِ موسیقی و رمان «رگتایم»
رگتایم نوعی موسیقی است که معمولا با مهاجران آفریقایی یا سیاه‌پوستان امریکایی در اواخر قرن نوزدهم و دهه‌ی اول قرن بیستم تداعی می‌شود. رگتایم به نوعی پدر موسیقی جاز در آمریکاست. بعدها رگتایم تبدیل می‌شود به آن چه به آن جاز یا بلوز می‌گوییم.

از دل ویژگی‌های این نوع موسیقی سعی کردم وارد سبک داستان شوم. البته این کشف خیلی بزرگی نیست. دکتروف در بعضی از مصاحبه‌هایش به استعاره‌های موسیقایی در بعضی از آثارش اشاره کرده است. در رگتایم، دو صدا یا موسیقی جدا را با هم داریم. دست چپ، دست آکورد است که موسیقی با صدای بسیار متین، آرام و مسلط و ثابتی حرکت می‌کند. یعنی در واقع آرامشی خاص را در دست چپ داریم. دست راست درست عکس این است. دست راست ملودی ما را شکل می‌دهد. البته در پیانو خیلی از سبک‌های موسیقی این کار را می‌کنند که یکی آکورد است و دیگری ملودی. فقط فرقی که در این جا وجود دارد، این است که ما با ویژگی‌ای در موسیقی در این جا طرف هستیم که در جاز هم وجود دارد و آن بحث سینکوپیشن است. نکته‌ی جالب درباره‌ی رگتایم این است که به جای این که صدای اصلی، روی نت‌های پرتاکید قرار بگیرد که لزوم موسیقی کلاسیک است، این فشارها روی نت‌های کم‌تاکید قرار می‌گیرد. اتفاقی که می‌افتد، این است که یک نوع شگفتی در خواننده ایجاد می‌شود، چون خواننده هیچ انتظاری ندارد که روی نتِ کم‌تاکید این فشار ایجاد شود.

نکته‌ی دیگر این که در این نوع موسیقی