کد مطلب: ۲۰۴۹۲
تاریخ انتشار: سه شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۸

ورود شعر به مشارکت در درمان‌های جمعی چگونه ممکن است؟

ایلنا: ارسطو در رساله سیاست خود می‌گوید که انسان حیوانی سیاسی است. این سخن طنین مبانی قدیمی‌تری در خود دارد. قدیمی‌تر از خود ارسطو و به درازای هسیود و بعد هراکلیتوس. هراکلیتوس می‌گوید در اثر واقعه‌ای شگرف که در آغاز خلقت روی می‌دهد انسان‌ها و خدایان از هم جدا می‌شوند. نیروهای الوهی به المپ و میرایان به پولیس فراافکنده می‌شوند. انسان که موجودی میراست به پولیس می‌آید چون پولیس محل زندگی جمعی است و خدایان به المپ و مقر تنهایی خویش می‌روند. اگر این تعریف باستانی و عمیق از نسبت الوهیت و انسان را بپذیریم، لاجرم باید اذعان کنیم که انسان بنا به محدودیت ذاتی خود موجودی جمعی است. اما از سویی چنین موجودی در مقاطعی از زندگی خویش تنها است. ولی آیا تنهایی عارضه است؟

از سویی دیگر انسان موجودی ناطق است. همین ناطقیت بیانی دیگر از اجتماعی بودن اوست. اما خود همین ناطقیت با سوءتفاهم عجین است تا جایی که می‌توان گفت در سخن گفتن ما بیش از آنچه از چیزی که می‌خواهیم در باره‌اش حرف بزنیم، در مورد چیزهایی که به موضوع ربطی ندارند سکوت می‌کنیم. اما وضعیت بغرنج‌تر می‌شود وقتی زبان ما نه زبان سرراست هر روزه، که زبان شعری باشد.این اشتراک و تشابه در تناقض و پیچیدگی موجود در نسبت انسان با تنهایی و جمعی بودن و زبان تصادفی نیست. از کارن سیمسیک (استادیار دانشگاه وارویک) در انگلستان که علاقه زیادی هم به ادبیات ایرانی دارد، پرسیدیم آیا تنهایی عارضه‌ای است که ممکن است گه‌گاه پیش بیاید؟ آیا بازنمایی خیالی و شعری وضعیت وجودی انسانی ازجمله تنهایی می‌تواند تصویری از تنهایی به دست دهد؟

آیا شعر می‌تواند احساس تنهایی ما را تسکین دهد؟ اساساً شعری وجود دارد که خواندن آن حال آدمی را بهتر کند؟

 برای بسیاری شعر تجربه‌ای است که در سکوت و خلوت و تنهایی روی می‌دهد. اما اگر نظر چنین کسانی را بپذیریم جای این پرسش باقی می‌ماند که پس چرا شاعران احساس قرابت ما به جامعه و فرهنگ جمعی را برمی‌انگیزند. آیا بهتر نیست کتاب‌ها را بسته و کنج کتابخوانی را به مقصد جهان بیرون ترک نماییم؟ احتمالاً کسانی که به این پرسش نه می گویند، همان‌هایی هستند که شعر را تجربه‌ای فردی می‌دانند که در سکوت و تنهایی دست می‌دهد. در نظر چنین افرادی شعر و تجربه‌ای که از راه مواجهه با آن دست می‌دهد، واقعه‌ای است که هر شخص به تنهایی می‌تواند آن را دریابد حتی در چنین تلقی‌ای شعر هیچ معنای همه شمولی ندارد و هر کس بسته به حال و دریافت ویژه‌ی خود می‌تواند نسبتی با کلام موزون برقرار کند در حمایت از این دیدگاه می‌توان به درمان‌هایی اشاره کرد که از رهگذر شعر کسانی را که از انواع و اقسام امراض روحی و روانی رنج می‌برند، مورد درمان قرار داده یا دست‌کم می‌کوشد تا آلام آنان را التیام ببخشد یکی از طرفداران این نظریه شاعر و رئیس جایزه ادبی فروراد، ویلیام سیگارت است. سیگارت در یکی از اشعار