کد مطلب: ۱۸۸۷۶
تاریخ انتشار: دوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۸

قاعده عشق

سیدسلمان صفوی**

اعتماد: رواداری؛ توانایی یا تمایل به تحمل وجود عقاید یا رفتاری است که شخص از آن متنفر یا مخالف است. نمونه‌ای از مدارا، وقتی است که مسلمانان، مسیحیان، یهودیان و زرتشتیان با هم دوست هستند. مدارا با فرد، جامعه، طبیعت و حیوانات در حوزه فرهنگ رواداری در ادبیات کلاسیک ایرانی است.

رواداری به‌مثابه گفتمان اجتماعی

فرهنگ رواداری از طریق ادبیات، «اشتراک بین‌الاذهانی» جامعه ایرانی بوده است. مدارا صرف یک عمل فردی نیست، بلکه تبدیل به فضیلتی فردی و اجتماعی شده که جامعه ایرانی آن را به عنوان فضیلتی برتر در سپهر کردار اجتماعی بروز داده است. میهمان‌نوازی و مدارای مذهبی مردم ایران در دوره شاه‌عباس کبیر مورد اتفاق ادبیات سفرنامه‌های اروپایی‌ها به ایران است، همچون سفرنامه برادران شرلی، سفرنامه شاردن، سفرنامه پیترو دلاواله، سفرنامه کمپفر (۱).

نقش شخصیت‌ها و نهادهای مرجع

حکیمان، عارفان و برخی شاهان مانند شاه عباس نمایندگان برجسته فرهنگ رواداری در ادبیات منظوم و منثور داستانی و تاریخی هستند. ملاصدرا شیرازی (صدرالمتالهین محمد بن ابراهیم شیرازی) فیلسوف دوره صفویه، نماینده برجسته فرهنگ رواداری در ادبیات فلسفی ایران است. او همه عقاید فلسفی پیشینیان یونانی و ایرانی قبل و پس از اسلام را با احترام نقل و تا آنجا که میسر است کوشش می‌کند آنها را به نحو احسن تأویل به صحت کند و سپس نقد از روی کمال احترام می‌کند (۲).

ادبیات حکمی و عرفانی به‌مثابه مهم‌ترین موتور محرک گفتمان رواداری

فردوسی و خرقانی پس از اسلام پیشگام فرهنگ و ادبیات رواداری در ایران و در پی آنها عطار، مولوی، سعدی و حافظ هستند. شیخ ابوالحسن خرقانی
(۱۰۳۳-963م- ۴۲۵-۳۵۲ه، متولد روستای خرقان، شاهرود، دوره حکومت متعصب غزنویان): «آن که در این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید، چه آن کس که نزد باریتعالی به جان ارزد البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد.» از شیخ (خرقانی) پرسیدند که جوانمردی چیست؟ گفت آن سه چیز است؛ اول «سخاوت»، دوم «شفقت» بر خلق و سوم «بی‌نیازی» از خلق.

حافظ شیرازی: آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است/ با دوستان مروت با دشمنان مدارا

مبانی نظری

قاعده وحدت وجود: در جهان فقط یک بود است و مابقی نمود است. (لاالله الا هو) وحدت وجود از منظر عرفان اسلامی «وحدت حقیقی اطلاقی» است یعنی وجود از منظر حقیقت و ذات واحد و یگانه (خدا) است و به علت عروض تجلیات و مظاهر کثرت دارد و نمودها یا مظاهر نمایانگر بود (هو) هستند. پس هر کس (هو) را دوست دارد تجلیاتش را نیز دوست دارد و با مدارا با آنها برخورد می‌کند و جهان همه قدسی است چون پرتو حضرت قدوس است. وحدت وجود یعنی {لاالله الا هو} (بقره، ۲۵۵)، یعنی علت فاعلی و علت غایی جهان الله است: {انا لله و انا الیه راجعون} یعنی خدا مسبب‌الاسباب است. بابا طاهر سروده: به صحرا بنگرم صحرا ته وینم / به دریا بنگرم دریا ته وینم. / بهر جا بنگرم کوه و در و دشت /نشان روی زیبای ته وینم. (بابا طاهر، دوبیتی شماره ۱۶۲) مولانا بر اساس قرآن راجع به وحدت وجود سروده: ما عدم‌هاییم و هستی‌های ما / تو وجود مطلقی فانی نما /ما همه شیران ولی شیر علم / حمله‌شان از باد باشد دم به دم

حمله‌شان پیدا و ناپیداست باد / آنکه ناپیداست هرگز کم مباد / باد ما و بود ما از داد تست / هستی ما جمله از ایجاد تست / لذت هستی نمودی نیست را /عاشق خود کرده بودی نیست را / لذت انعام خود را وامگیر / نقل و باده و جام خود را وامگیر / ور بگیری کیت جست‌وجو کند / نقش با نقاش چون نیرو کند / منگر اندر ما، مکن در ما نظر / اندر اکرام و سخای خود نگر / ما نبودیم و تقاضامان نبود /لطف تو ناگفته ما می‌شنود /نقش باشد پیش نقاش و قلم / عاجز و بسته چو کودک در شکم/ پیش قدرت خلق جمله بارگه / عاجزان چون پیش سوزن کارگه/ گاه نقشش دیو و گه آدم کند /گاه نقشش شادی و گه غم کند /دست نه تا دست جنباند به دفع / نطق نه تا دم زند در ضر و نفع / ‌ تو ز قرآن باز خوان تفسیر بیت / گفت ایزد ما رمیت إذ رمیت / گر بپرانیم تیر آن نه ز ماست / ما کمان و تیراندازش خداست. (مثنوی، دفتر۱، ابیات ۶۰۲-۶۱۶)

قاعده وحدت در کثرت و کثرت در وحدت

وجود امری مشکک (مرتبه‌دار) است و جهان با وجود تفاوت‌ها و مراتب دارای وحدت فاعلی و غایی است. قهرمان این نظریه ملاصدرا (صدرالمتالهین) است. شیخ محمود شبستری خالق «گلشن راز» در این باب سروده: جهان انسان شد و انسان جهانی / از این پاکیزه‌تر نبود بیانی / تو آن جمعی که عین وحدت آمد/ تو آن واحد که عین کثرت آمد / تو مغز عالمی زآن در میانی / بدان خود را که تو جان نهانی / ز هر چه در جهان از زیر و بالاست / مثالش در تن و جان تو پیداست / جهان چون تست یک شخص معین / تو او را گشته چون جان او تو را تن

جهان تجلی مهر خدا

بر اساس بسم الله الرحمن الرحیم، جهان تجلی مهر خداست. مُهر مِهر خدا بر کائنات حک شده است. خدا بر اساس مهر حتی با بی‌دینان و گنهکاران مدارا می‌کند چون او «رحیم» و کریم است بدانان. تو مگو ما را بدان شه بار نیست / با کریمان کارها دشوار نیست. (مولوی، مثنوی، دفتر۲۲۱، ۱)

عشق محور اصلی هر شش دفتر مثنوی معنوی مولوی است، اما برای رسیدن به این نتیجه نباید به مثنوی نگاه لفظ‌گرایانه کرد، بلکه باید با رویکرد مفهوم‌گرایانه با مثنوی مولانا برخورد کرد تا بتوان به محوریت عشق و تأثیر آن در رواداری پی برد.

قاعده توازن و هارمونی

رواداری فقط مخصوص مدارا با انسان نیست، بلکه شامل مدارا با طبیعت، حیوانات و جامعه و حتی میزان ریاضات نفسانی نیز هست. حفظ توازن و هارمونی جهان مشروط به رفتار مداراگرایانه با آن است. حکیم فردوسی سروده:

میازار موری که دانه‌کش است / که جان دارد و جان شیرین خوش است

سعدی: درون فروماندگان شاد کن / ز روز فروماندگی یاد کن؛ / گرفتم ز تو ناتوان‌تر بسی است / تواناتر از تو هم آخر کسی است. (سعدی، بوستان، باب دوم در احسان) .

امام خمینی (ره) در سر الصلوه نوشته‌اند: «در احادیث در باب ریاضت بر «مراعات» تاکید شده است و آن چنان است که سالک در هر مرتبه که هست، چه دریافت مجاهدات علمیه یا نفسانیه یا عملیه، مراعات خود را بکند و با رفق و مدارا با نفس رفتار کند و زاید بر طاقت و حالت خود تحمیل نکند. خصوصاً برای جوان‌ها و تازه کارها این مطلب از مهمات است که ممکن است اگر جوان‌ها با رفق و مدارا با نفس رفتار نکنند و حظوظ طبیعت را به اندازه احتیاج آن از طرق محلله ادا نکنند، گرفتار خطر عظیمی شوند که جبران آن را نتوان کرد.» (سر الصلاه، ص۲۵) .

قاعده همبستگی

ما از خداییم و به سوی او باز می‌گردیم. جهان ماهیتی از اویی و به سوی اویی دارد. جهان انسانی نیز همبسته است و رفتار فردی و اجتماعی انسان بر سرنوشت کلی جامعه و طبیعت اثر می‌گذارد. مدارا یا عدم مدارا با محیط‌زیست بر محیط اجتماعی و کیهانی اثر می‌گذارد چون جهان دارای همبستگی است.

این جهان کوه است و فعل ما ندا / سوی ما آید نداها را صدا. (مولانا، مثنوی، دفتر۱، بیت ۲۱۵.)

مولانا:«تفرقه در روح حیوانی بود / نفس واحد روح انسانی بود / روح انسانی (کنفس واحده) است / روح حیوانی سفال جامده است» (مثنوی معنوی ـ دفتر ۲، بیت ۱۸۸)

همچنین مقتضای انسانیت ایجاب می‌کند که ما با درد و رنج انسان‌ها فارغ از دین و نژادشان همدلی و کوشش و نقش سازنده برای کاهش آلام انسان‌های محنت کشیده ایفا کنیم.

سعدی: بنی‌آدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند / چو عضوی به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار / تو کز محنت دیگران بی‌غمی / نشاید که نامت نهند آدمی

مدارا و همبستگی انسان با دیگران اسباب آن می‌شود که خدای آفریدگار و پروردگار جهان به تلافی احترام ما به همبستگی جهانی به فریاد ما در سختی‌ها بشتابد.

تو نیکی می‌کن در دجله انداز / که ایزد در بیابانت دهد باز

فهم رحمانی از اسلام

بر اساس آیه «بسم الله الرحمن الرحیم» و سنت نبوی و ولوی؛ دروازه گنج دانش نسبت به ایزد یکتا، آیه طلایی«بسم‌الله الرحمن الرحیم» است که کلام‌الله مجید و سوره حمد با آن آغاز شده و مهم‌ترین سند حقیقت اسلام رحمانی و مجموعه تعالیم اسلام ناب محمدی است. این آیه شریفه که سرآغاز همه سوره‌های قرآن غیر از توبه است، تاکید بر این تعلیم کلیدی اسلام است که رحمت خدا بر قهر و غضب او سبقت دارد و رحمت صفت اصلی خداست و صفات قهار و جبار تبعی هستند. «بسم الله الرحمن الرحیم» بیان «فراگفتمان» تجلی اسمایی خداوند در هستی است. «بسم الله الرحمن الرحیم» از جهت معناشناسی (سمانتیک) در رابطه معنایی با توحید الهی، خلقت، هستی، معاد و اسما الحسنی است. بسم الله الرحمن الرحیم، معنای مرکزی قرآن است. با توجه به جهت معنی‌شناسی آن، جهان انعکاس مهر خداست و همه اجزا و ارکان کائنات به سوی خدا حرکت می‌کنند. خدای یگانه، آفریدگار، پروردگار، مالک، معبود و فرمانروای مهربان جهان است. او با مهر جهان را خلق کرده است و با همه مردم به عنوان مخلوقاتش فارغ از پسوندهای ایمانی، ملیتی و نژادی با رحمانیت برخورد می‌کند. اما با خداپرستان رابطه ویژه وجودی و عشقی دارد. عاشقان او را دوست دارند و او نیز آنها را دوست دارد. رابطه خدا با جهان و مردم رابطه عاشقانه عموم و خصوص من وجه است. آخرین رسول الهی حضرت محمد مصطفی(ص) با مخالفان و دیگراندیشان (مشرکان، منافقان و اهل کتاب) غیر محارب با مدارا و ملایمت برخورد می‌کردند و حتی پس از فتح مکه خانه ابوسفیان رهبر مخالفان را که چندین جنگ علیه او را رهبری کرده بود، خانه امن معرفی کردند و حتی از قصاص «وحشی» قاتل حضرت حمزه سیدالشهدا نیز گذشتند. یکی از رفتارهای پرمدارای خاتم‌الانبیا در زمان فتح مکه با روسای کفر و شرک و دشمنان دیرین خود بود. پس از فتح مکه پیامبر عفو عمومی اعلان کردند و فرمودند: شما مردم هموطنان بسیار نامناسبی بودید. رسالت مرا انکار کردید، مرا از خانه‌ام بیرون راندید و در دورترین نقطه که پناهنده شده بودم، با من به نبرد برخاستید؛ ولی من با این جرائم همه شما را می‌بخشایم و بند بندگی را از پای شما باز و اعلان می‌کنم که «اذهبوا فانتم الطّلقاء... (ابن هشام، السیره النبویه، ج۴، ص۴۲۶). مولی‌الموحدین امام علی(ع) با دشمنان سیاسی خود در دوره اقتدار و خلافتش با مدارا برخورد می‌کردند و با وجود تبلیغات مسموم آنها تا وقتی که قیام مسلحانه علیه حکومت حق الهی نکردند با آنها برخورد خشن نکردند. حتی رییس جنگ جمل را پس از شکست با احترام به مدینه فرستادند. ایشان حقوق سیاسی مخالفانش را برای اظهارنظر به رسمیت شناخت و حقوق آنها را از بیت‌المال به خاطر مخالفت با حکومت قطع نکرد.

آیه؛ لا اکراه فی الدین (۲۵۶بقره)

طبرسی در مجمع البیان در شأن نزول آیه ۲۵۶ سوره مبارکه بقره نقل می‌کند: مردی از اهل مدینه بنام ابوحصین دو پسر داشت برخی بازرگانانی که به مدینه کالا وارد می‌کردند هنگام برخورد با این دو پسر آنان را به دیانت مسیح دعوت کردند، آنان هم تحت تأثیر قرار گرفته و مسیحی شدند و هنگام مراجعت نیز به اتفاق بازرگانان به شام رهسپار شدند. ابوحصین از این جریان سخت ناراحت شد و به پیامبر(ص) اطلاع داد و از حضرت خواست که آنان را به مذهب خود برگرداند و سؤال کرد آیا می‌تواند آنان را با اجبار به مذهب خویش بازگرداند؟ آیه فوق نازل شد و این حقیقت را بیان داشت که در گرایش به مذهب اجبار و اکراهی نیست.

سوره کافرون

بِسْمِ الله الرّحْمنِ الرّحِیم. قُلْ یا أیها الْکافِرُون ﴿۱﴾ لا أعْبُدُ ما تعْبُدُون ﴿۲﴾ ولا أنْتُمْ عابِدُون ما أعْبُدُ ﴿۳﴾ ولا أنا عابِدٌ ما عبدْتُمْ ﴿۴﴾ ولا أنْتُمْ عابِدُون ما أعْبُدُ ﴿۵﴾ لکمْ دِینُکمْ ولِی دِینِ ﴿۶﴾سوره کافرون، مسلمانان را دعوت به تولورنس و احترام به ادیان و عقاید دیگران می‌کند. این سوره تأثیر عمیقی در ادبیات رواداری عرفانی و ایرانی داشته است. سوره کافرون دستورالعمل برای همزیستی مسالمت‌آمیز است. ضرب‌المثل معروف فارسی: «موسی به دین خود، عیسی به دین خود»، مأخوذ از سوره کافرون است.

احادیث نبوی

الناس عیال‌الله: رسول خدا (ص) فرمود: مردم عیال خدایند و محبوب‌ترین مردم نزد خدا کسی است که به عیال خدا سود دهد و برای خاندانی سرور و شادی فراهم آورد. « الْخلْقُ عِیالُ‌الله فأحبُّ الْخلْقِ إِلی‌الله منْ نفع عِیال‌الله و أدْخل علی أهلِ بیتٍ سُرُوراً. (۳)» قال رسول‌الله: أمرنی ربی بمُداراة الناس کما أمرنی بأداء الفرائض.» و «قال (صلی‌الله علیه و آله): مُداراةُ الناسِ نصفُ الإیمان، والرِفقُ بهم نصفُ العیش. (۴)» رسول خدا فرمود: پروردگارم به من دستور به مدارای با مردم داده است همچنان‌که دستور به انجام واجبات را داده است. یعنی رواداری همسنگ انجام واجبات شرعی و دینی است و پیغمبر فرمود: مدارا با مردم بروز و ظهور و شکوفایی نیمی از ایمان است و رفاقت و رواداری با مردم نیمی از سرور و شادی از زندگی است. در سه حدیث فوق فرموده نشده، مسلمین یا مؤمنین، بلکه فرموده است «خلق» و «ناس». یعنی مدارای با مردم فارغ از دین و ایمان‌شان دستور پیغمبر اسلام است که رحمه للعالمین است.

جمع‌بندی

برخلاف خوانش ظاهرگرایان از اسلام نظیر گروه‌های سلفی، وهابی و طالبانی از اسلام، ادبیات عرفانی بر اساس کلام‌الله مجید و سنت مصطفوی مسلمانان را دعوت به رواداری با نفس خود، با افراد، جامعه و طبیعت می‌کند. رواداری با مردم از منظر ادبیات عرفان اسلامی مشروط به مؤمن بودن نیست، بلکه از آن جهت که انسان بما هو انسان دارای حقوق ذاتی و عمومی است باید مسلمان عامل با مدارا با همه برخورد کند، چون همه مخلوق آفریدگار واحد هستند و همه میهمان موقت عام طبیعت. با رویکرد روادارانه عرفانی، جهانی مهربانانه‌تر برای بشریت ساخته می‌شود که در سایه آن امکان نزدیکی، مفاهمه و گفت‌وگوهای سازنده فرهنگی بین ملت‌ها و فرهنگ‌های متنوع فراهم می‌شود. با فرهنگ رواداری در جهان متنوع فرهنگی و تمدنی معاصر بهتر می‌توان جهانی خالی از خشونت و جنگ را ساخت. فرهنگ رواداری ادبیات عرفانی، نوری است در تاریکی جهان امروز که مملو از خشونت، شکاف طبقاتی، اقتدارگرایی، تمامیت‌خواهی و انحصارطلبی است.

* این نوشتار متن سخنان ایراد شده در گردهمایی اولین دور گفت‌وگوهای فرهنگی ایران و روسیه در تاریخ ۲۵ سپتامبر۲۰۱۹ در شهر مسکو است که به‌طور اختصاصی در اختیار روزنامه اعتماد قرار گرفته است.

** رییس آکادمی مطالعات ایرانی لندن

پی‌نوشت:

۱- بن: مقاله: میهمان‌نوازی و مدارای مذهبی مردم ایران در دوره شاه عباس کبیر، منوچهر پاسادوست، مجله بخارا، ش۶۴، سال ۱۳۸۶.

۲- رساله سه اصل و دیوان اشعار او به فارسی است و مابقی آثارش به عربی. مهم‌ترین کتاب فلسفی او اسفار اربعه است که حاوی گفت‌وگوهای فلسفی با فلاسفه پیشین است.

۳- کلینی، کافی، طبع اسلامیه، ج۲، ش۵۸۱.

۴- کلینی، کافی، منشورات اعلمی، بیروت، ۲۰۰۵، ص۳۹۶، ش۴ و ش۵

 

 

 

0/700
send to friend
مرکز فرهنگی شهر کتاب

نشانی: تهران، خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمدقصیر (بخارست)، نبش کوچه‌ی سوم، پلاک ۸

تلفن: ۸۸۷۲۳۳۱۶ - ۸۸۷۱۷۴۵۸
دورنگار: ۸۸۷۱۹۲۳۲

 

 

عضویت در خبرنامه الکترونیکی شهرکتاب

Designed & Developed by DORHOST